نامه ای به دخترم
همان مروارید صدف جوانی من
به نام خالق بهار عاطفه ها
دخترم، حاصل سالهای زندگی من! باز هم فرصتی دست داد تا از میان صندوقچه ی دلم چیزهایی را برایت بنگارم. تو همان مروارید صدف جوانی من هستی که با حضورت زیبابخش لحظات سخت زندگی من بودی و من همواره به امید به ثمر نشستن تو سختی ها و رنج های روزگار را متحمل شده ام. دخترم، از چه با تو سخن بگویم ، از اینکه سالیان دراز زندگی ام را ، جوانی و شادابیم را از دست داده ام، تا تمام آرزوهای از دست رفته ی خود را با تو به دست آورم. از چه بگویم، از زندگی که به اندازه ی یک چشم بر هم زدن گذشت و تو تنها حاصل گذر لحظات زندگی من هستی. عزیزم، با آمدنت تک ستاره ی ...
ادامه مطلب

